گداي محبت كه باشي ، زودتر ضربه خواهي خورد و رسم روزگار چيزي جز اين نيست.

 

تنها ماندم!

 

   

آنجا كه عشق است هر زشتي زيباست
آنجا كه درياست هر قطره درياست
آنجا كه عشق است سوز و غمي نيست
بر سفره عشق بيش و كمي نيست
از خشم و كينه خاليست سينه
اهل حرم را نامحرمي نيست
در حلقه عشق گلخانه زار است
عطر محبت همگام باد است
اين بزم زنگي امواج خوني
رونق نشيني جزء دل ندارد
شادي و مستي از عشق خيزد
عيشش مبارك هر دل كه شاد است