+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 16:12 توسط تک دل عاشق |
هميشه در زندگي به دنبال کسي نباش که با او زندگي کني،به دنبال کسي باش که نتواني بدون او زندگي کني؟؟
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 21:4 توسط تک دل عاشق |
کـــــــاش !!............ کاش مـی دانستیم زندگی کوتاست ... کاش از ثانیه ها و لحظه های زندگی لذت می بردیم کاش قلبــی رو برای شکستن انتخاب نمی کردیم کاش همه را دوست داشتیم ... کاش
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 23:58 توسط تک دل عاشق |
بچه که بودم فقط بلد بودم تا ده بشمرم. یک.دو.سه.چهار.پنج.شش.هفت.هشت.نه.ده نهايت هر چيزي همين ده تا بود. از بابا که بستني ميخواستم ده تا ميخواستم. مامان رو ده تا دوست داشتم. خلاصه ته دنيا همين ده تا بود و چقدر اين ده تا قشنگ بود. ولي حالا که بزرگ شدم نمي دونم ته دنيا کجاست؟ نهايت دوست داشتن چقدره؟ انگار خيلي هم حريس تر شدم. ده تا بستني هم کفافم رو نميده. اما ميخوام بگم که دوست دارم. ميدوني چقدر؟ به اندازه همون ده تاي بچگي دوست دارم....
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 13:36 توسط تک دل عاشق |
روزی که چشم در چشمانت افتاد نتوانستم جلوی اشکهایم رو بگیرم گفتم ای کاش شاعر بودم بهترین شعرهایم را برایت می سرودم و اگر یه نویسنده بودم بهترین حرف هایم رابه صورت مقاله ای زیبا در می آوردم و برایت می نوشتم ولی افسوس تنها حرفی که به تو می تونم بزنم اینه که بگویم از صمیم قلب دوستت دارم.
+ نوشته شده در شنبه یکم دی 1386ساعت 13:47 توسط تک دل عاشق |