+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 17:24 توسط تک دل عاشق |
عشق یعنی:

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 11:6 توسط تک دل عاشق |
آنگاه که غرور کسی را له می کنی، آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی، آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟ . بسوی کدام قبله نماز می گزاری که دیگران نگزارده اند
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 10:0 توسط تک دل عاشق |
عشق با هم ایستادن و خیس شدن زیر باران نیست عشق ان است که یکی برای دیگری چتری شود و او هرگز نفهمد برای چه خیس نشده است

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 14:10 توسط تک دل عاشق |

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 10:57 توسط تک دل عاشق |
سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات شب كه مياد يواش يواش با چشمك ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستاره كش برم برات اجازه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 3:24 توسط تک دل عاشق |
+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 1:0 توسط تک دل عاشق |

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 0:57 توسط تک دل عاشق |